نوا و نما     منبرحسینیه آلبوم عکس     ارتباط با ما


نامه ای به حضرت مولای غریبم

السلام علیک یا مولای من
خودم هم نمیدانم با چه رویی برایت نامه مینویسم، ولی خب چه کنم، هر کجا که رفتم، هر مجلس معصیتی که رفتم، باز هم دلم هوای شما را کرد.
مادر کودکش را تنبیه میکند. کودک از خانه بیرون میرود، وقتی همه ی گشت و گذار های خود را انجام داد، حوصله اش سر میرود و به خانه باز میگردد. وقتی به خانه باز میگردد دریای عاطفه مادر فوران میکند، کودک خود را در آغوش گرفته و چشمان هردوشان خیس میشود.
من بی ادبی کردم. شما شتردیدی ندیدی کردید، ولی من باز هم گستاخ تر شدم. اگر یکبار، فقط یکبار بر دهانم میزدید، اینقدر گستاخ نمیشدم. اگر یکبار آبرویم را برده بودید اینقدر بی حیا نمیشدم.
لیک مولایم، من کنون کمثل کودکی که از همه جا خسته شده، خسته شدم. آن کودک به خانه برگشت و با یک آغوش باز مواجه شد. میدانم که شما هم آغوشتان را برای من باز کرده اید و منتظر بنده گنه کارتان بودید.
وقتی به گذشته ی خود نگاه میکنم، خجالت میکشم که بگویم: متی ترانا و نریک . . .
من کجا و شما کجا و سخن از عشق کجا . . .!


من نمیخوام شما را ببینم ،اما میخواهم شما مرا نگاه کنید. نه یک نگاه عادی، بلکه از همان نگاه هایی که جد غریب شما به حر (ع) کرد و او را از شرمندگی در آورد ، از همان نگاه هایی که وهب مسیحی مسلک را جزو شهدای کربلا کرد، از همان نگاه هایی که از فراز نیزه به راهب نصرانی کرد و زندگی اش را بهم ریخت.
من خیلی سعی میکنم خوب باشم، ولی خودتان میدانید یک دشمن قسم خورده دارم. شیطان در همه لباس ها خود را به من نزدیک میکند. این روزها هم بیشتر در لباس مذهب و دین سراغم می آید. در گذشته عنوان  بعضی ارتباط ها"دوست دختر دوست پسر" بود، الان هم عنوان "خواهر و برادر" !
شیطان یکبار با لباس پیغمبر سراغم می آید، یکبار هم با حجاب اسلامی و روبند و دست کش!
من ز نفس خود بسی دارم گله
عاقبت ماندم عقب از قافله
من هم خوب شدن را دوست دارم، ولی سالهاست اسیر نفس اماره ی خود هستم ، و این را میدانم که تا شما یک نگاه ، از آن نگاه های اعجاز آمیز جد غریبتان به من نکنید، من همینی که مشاهده میکنید هستم. تا شما نخواهید هیچ هدایتی برای من صورت نمیگیرد.
شما را به حق مادرتان -  که این روزها بسیار بسیار خوشحال هستند - قسم میدهم، یک نگاه ، فقط یک نگاه به این بنده ی روسیاه بکنید. زیرا روسیاهی من، برای شما هم بد است. چه بخواهید چه نخواهید مرا به پای شما نوشته اند. پس چه خوب است با نگاه شما و سربلندی من زمین افتاده، مادرتان خوشحال شود و دشمنانتان مأیوس شوند.
آمدم آمدم ای بنده نواز
با تو امشب بکنم راز و نیاز
انشالله در سحر نیمه ی شعبان منتظر دست کشیدن شما به روی سر خود هستم.

این فایل صوتی ضمیمه مطلب می باشد حتما دانلود کنید:http://www.hoseinieh.ir/files/media/86c2573a-dd3c-4239-b3ca-f2aacc2441b6.wma

نوشته شده توسط   مهند   در تاریخ   1389/05/03 11:36:24 ب.ظ

نام و نام خانوادگی:    ایمیل: 

پیام:




نظرات تایید شده:
پیام ذیل توسط   ali   ارسال شده است
cheshmam poore ashke , rofagha bara manam doa konid kheyly gereftaram ,




پیام ذیل توسط   کمیل   ارسال شده است
یا داوود... من ناله گنه کاران را بیشتر از تسبیح تسبیح کنندگان دوست دارم مخصوصا اگر جوان باشد... جوون تموم سرمایش غرورشه مگه میشه خدا ردش کنه؟... حدیث قدسی می فرماید : به جلال و جبروتم قسم اگر کسی مرا به حق حسین (ع) قسم دهد هر چه از من بخواهد دریغ نخواهم کرد



استفاده از محتوای این سایت بدون ذکر منبع نیز مانعی ندارد.
برنامه نویسی توسط پلاک نت(کمیل)